السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
417
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
كه در فرد ديگر موجود شده است . و اگر آن در افراد خارجى ، واحد بالعدد باشد لازم مىآيد كه واحد ، كثير باشد ؛ كه اين محال است . و لازم مىآيد كه واحد ، متصف به صفات متقابل باشد ، كه اين هم محال است . و منظور حكما كه مىگويند : « نسبت ماهيت به افراد خود ، مانند نسبت پدران بسيار به فرزندان بسيار مىماند ، نه مانند نسبت يك پدر به فرزندان بسيار » . همين است . پس ، ماهيت در خارج به كثرت افرادش كثير است . بله ، ماهيت به وصف كليت و اشتراك ، واحد بوده در ذهن موجود است - چنانكه بهزودى خواهد آمد - . « 1 » شرح ميان منطقيون اختلاف است كه آيا كلى طبيعى كه همان ماهيت است ، در خارج هست يا نه ؟ در فقرهء پيشين گفتيم كه آرى ، در خارج موجود است . اكنون كه معلوم شد ماهيت در خارج هست ، اختلاف ديگرى مطرح است . و آن اينكه آيا ماهيت در خارج ، واحد بالعدد است ، يا از نظر عدد كثير است . اين همان اختلاف معروف ميان شيخ الرّئيس و رَجُل « 2 » همدانى است كه او را در شهر همدان ملاقات كرده بود و آن مرد معتقد بوده كه كلى طبيعى ، واحد بالعدد است . مؤلف حكيم رحمه الله مىگويد : آنچه از ماهيت در خارج در ضمن فردى موجود است ، اين از نظر عدد ، غير از ماهيتى است كه در فرد ديگر موجود است و به عدد افرادِ موجود در خارج ، عدد ماهيت متكثر است . مثلًا از نوع بشر كه فى المثل پنج ميليارد فرد ، موجود است به عدد اين افراد ، ماهيت انسان در خارج موجود است . اگر مطلب چنين نباشد و ماهيتِ انسانِ در خارج ، واحد بالعدد باشد لازم مىآيد كه
--> ( 1 ) . در فصل آتى ( 2 ) . حكيم سبزوارى در شرح منظومه مىگويد : ليس الطبيعى مع الافراد * كالاب بل آبا مع الاولاد كسى كه قائل است كه نسبت ماهيت به افراد همان نسبت يك پدر به فرزندان متعدد مىباشد رجل همدانى مىباشد ر . ك : شرح منظومه ، ص 99